| گريهههههههههههههههههههههههههههههههه |
|
دلم گريه می خواهد... نه بغضِ فرو خورده... نه هق هقِ آرام... نه اشکِ بی صدا... گريه ای از ته دل... دلم فرياد می خواهد... دلم می خواهد با صدای بلند گريه کنم... زار بزنم... دلم می خواهد هر چه بغض و ناله و درد مانده در دلم از اين روزهای بی ستارهء بی آسمان را بی دريغ ببارم... شايد که سبک شود دلم... شايد که بتوانم يک لحظه بی حضور اين بغض سنگين و درد آلود نفس بکشم... شايد... گريه كردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه اگه دستامو بگيري از غرورت كم نميشه
|

